روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

67

رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )

نيست ، زيرا كه موجود را غايت نيست . داند آنكه دارد ، و دارد آنكه داند . واجد با ادب است در هر حال ، و وجد را ادب است . ادب وجد انفراد است از كائنات ، و بيزارى است از بريات . كمال وجد در وجد است ، و امتحان وجد در فقد است . وجد نقل عاشقان و پيالهء مستان است ، و جرعهء محبان است ، و رياحين صادقان است . وجد شفقت حق است بر جان اوليا . مطيّب كند اوقات عاشقان را . پسنديده نيست آن حركت « 1 » كه دل استادان طريقت بدان منكر باشد . در وجد صدق بدرقه بايد ، كه مهلكه ريا است در حركات . واجد اگر ياران را سرد كند او گرم نيست ، و اگر گرم كند او گرم است . نهاد چون به حركات درآيد عاشقان را در سوزش و گدازش آورد . مفلسان را رنگرزى كنند ، و ليكن نزد عاشقان به رنگ شهره نشوند ، زينهار كه مباح نيست روى آن مفلسان ديدن ، زيرا كه دزدان رعنااند خزانه پادشاه نبرده ، و نديده كه لاف زنند . نايافته كار ايشان را در چهار سوى غيرت حق بياويزند . وجد مرغ تجلى است كه از آشيانهء حق پريده است . مترفرف است و ناظر در قلوب طالبان . اگر حسن العهد بيند ، در منشور نامهء حق بدان محل فرود آيد . و اگر صدق نبيند ، در آن بيگانه جاى روى ننمايد . حقيقت وجد آن است كه شارع شريعت مهتر واجدان - صلوات الرحمن عليه - به هيچ حركات او منكر نشود . نارسيدگان را محال است ، و متواجدان را حرام است . زيرا كه آنجا محل بلا است ، مأواى شيران است . سر جادهء عاشقان است . صد هزار عيار تحت طارم حجرهء يار كشتهء بىجان افتاده . در تقلب اسرار واجدان كافرانند ، و در نزول تجلى همه عاشقان از دوست مستوحش‌اند ، زيرا كه خودند كه خودند . در بزم اين عاشقان ماه رويان طراز بايد ، و خسروان معرفت ، و شاهدان چين ، و محبان فارس ، و موسيقار روم بايد ، و ناقوس فرنگ ، و مشك تبت بايد ، و يار خاقانى .

--> ( 1 ) - ب : حركات